اسماعيل بن محمد مستملى بخارى
951
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )
هر كسى كه به چيزى مشغول گردد به مقدار اشتغال وى بدين [ چيز ] از غير وى فراغت يابد ، و اين فصل يا عارفان شناسند يا عاشقان . پس مصطفى صلى الله عليه هرچند به سر محجوب نبود از حق عز و جلّ بيرون از نماز ظاهرش به خلق مشغول بود . مشاهدت بر كمال نبود . چرا اندر نماز آمدى ظاهر از خلق فراغت يافتى . از مشاهدت سر لذت برداشتى . سر را مشاهدت بر دوام بودى ، و لكن ظاهر نصيب آنگاه برداشتى كه اندر نماز آمدى و از خلق ورا بيش خبر نماندى . از اين معنى گفت : « جعلت قرة عينى فى الصلاة » . « و كل من اثبتها زللا و خطايا فانهم جعلوها صغاير مقرونة بالتوبة » . و هركه مر انبيا را زلات و خطا روا دارد ، آن را صغاير دارد و نه كبائر و مقرون دارد به توبه . اندر اين سخن دو معنى است : يكى آنكه زلات انبيا صغاير باشد و كبائر نباشد ، از بهر آنكه كبائر [ 38 الف ] موجب عقوبتاند و اهل كبائر به وعيد خداى عز و جلّ داخلاند ، و لكن با همين وعيد مشيت خداوند را است عز و جلّ ، و انبيا عليهم السلام نشايد كه به وعيد خداى تعالى داخل گردند ، و نشايد كه مستوجب عقوبت گردند . و اگر بر ايشان يك كبيره جائز باشد ديگر كبيرهها جائز باشد ، و كفر از جمله كبيرهها است آنگاه كفر بر ايشان جائز بود ، و اين محال است . درست شد كه ايشان از كبائر معصوم باشند ، و زلتى كه از ايشان بيايد صغيره باشد . و ديگر معنى آن است كه بر ايشان اصرار روا نباشد ، از بهر آنكه اصرار بر كسى روا باشد كه ز وى قصد گناه روا باشد . و ما بر انبيا عليهم السلام همين صغاير كه روا داشتيم به قصد روا نداشتيم و لكن به نسيان روا داشتيم ، يا به تأويل . چون مر ايشان را ياد آيد كه ما غلط يا خطا [ كرديم ] تأويل ظاهر گردد ، هم اندر وقت به عذر مشغول گردند ، از بهر آنكه اگر عذر نخواهند اصرار باشد ، و اصرار بتر از قصد به ابتدا . و چون اين اصل ثابت گشت دو چيز ببايد دانستن : يكى آنكه از حق عز و جلّ با بزرگان به كارى خبر دادن عتاب باشد كه با ديگران نباشد از بهر بزرگى محل ايشان را